کد خبر 135040
۲۱ تیر ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰

نقد فیلم: «ماجرای نیمروز» روایت شجاعت ایثارگران و حماقت خود فروخته ها

نقد فیلم:

«ماجرای نیمروز» روایت شجاعت ایثارگران و حماقت خود فروخته ها

پوریا بهرادکیان_فیلم هایی که با رویکرد پرداختن به برشی از تاریخ انقلاب اسلامی تولید می شود و بر پرده نقره ای سینما نقش می بندد را باید با وسواس و دقت نظر بیشتری مورد نقد و بررسی قرار داد، خاصه اگر آن فیلم به مانند« ماجرای نیمروز» برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم از سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر باشد و چند سیمرغ دیگر را هم در صندوق افتخاراتش ببیند.

فیلم سینمایی ماجرای نیمروز با تهیه کنندگی: سید محمود رضوی، کارگردانی: محمد حسین مهدویان و نویسندگی: محمد حسین مهدویان و ابراهیم امینی به روایت مقطعی از تاریخ انقلاب اسلامی می پردازد که ترکش های جنگ تحمیلی تازه  به دروازه های کشور رسیده بود و از سوی دیگر نیز، نیروهای نفوذی و ستون پنجم دشمن در بخش های مهم و تاثیرگذار رخنه کرده و با ترور های هدایت شده، چهره های مهم نظام اسلامی را به شهادت می رساندند.   مهمترین ویژگی این فیلم را می توان در نگاه منطقی فیلم نامه نویسان اثر یافت که ضمن بهره گیری از عناصری مثل:عشق، خیانت، مرگ، زندگی، شجاعت، شکست و پیروزی که چارچوب اصلی قصه را تشکیل داده اند، شخصیت قهرمان (hero) را خلق کرده اند و از همه مهمتر اینکه، شخصیت پردازی ها بقدری اصولی پیش رفته که قهرمان قصه برای مخاطب باور پذیر باشد و حتی نمونه های عینی آن را در زندگی طبیعی می تواند بیابد و از سوی دیگر، ضد قهرمان(anti_hero) اثر نیز در سیاهی مطلق به سر نمی برد و گویی مسیری را از سپیدی به سیاهی پیموده و تازه نه از روی اراده که از دل حماقتی فریبنده این مسیر را طی می کند.   بهزاد جعفری طادی نیز، دقیق و با جزئیات کامل صحنه و لباس کاراکتر ها را طراحی کرده است و گویی شخصیت ها از زمانه دیگری به قاب تصویر امروز رسیده اند و دیوار ها و بازسازی فضای شهری هم به گونه ای هنرمندانه صورت پذیرفته است که مخاطب را به هیجان و حیرانی خیابان های آن دوران پایتخت می برد. مهدویان نیز به عنوان کارگردانی که سال 60 را تجربه نکرده است، بیش از آنکه به قضاوت تاریخ بپردازد، به روایت داستانک هایی می پردازد که ضمن کامل کردن قصه اصلی، مناسبات انسان ها و دغدغه های فردی و اجتماعی آن ها را در بر می گیرد.   در اصل فیلم ساز، داستان را بدون پیش فرض خاصی روایت می کند و تصمیم آخر را به مخاطب واگذار کرده تا قهرمانش را برگزیند، اما در عین حال فیلم را ابتر و بی نتیجه رها نمی کند و در دام  روایت آزاد و پایان باز نمی افتد. به همین دلیل « ماجرای نیمروز» علی رغم ویژگی های دراماتیک اثر، مستندی داستانی محسوب می شود.   در نهایت، ماجرای نیمروز را می توان اثری معرفی کرد که در آن، انسان با خود مواجه می شود. از یک سو، رزمندگانی که از نظام تازه تاسیس اسلامی محافظت می کنند و جان خود را در راه آرمان های اصیل انقلاب اسلامی به هیچ می گیرند و از سوی دیگر، افراد تهی شده ای که در تئوری های مکاتب فکری منسوخ شده کمونیسم و مارکسیسم و هزار و یک ایسم ویران کننده دیگر تاب می خورند و در راستای کسب قدرت، نه تنها ترورهای کور را در دستور کار قرار می دهند، بلکه منتخبان سیاسی ملت را یکی پس از دیگری به شهادت می رسانند و این در حالی است که نهایتا نتیجه ای جز مخفی گاه های تیمی، فرار و مرگ انتظارشان را نمی کشد.  

برچسب‌ها